دوام و خاصیت دو اصل اساسی و شاخص مردم داری و نظارت
دو اشكال اساسی بر غالب منتخبین مردم در ادوار گذشته مجلس قطع یا خلل در ارتباط مؤثر با موكلانشان بعد از راهیابی به مجلس در طول دوران نمایندگی و عدم شفافیت و سرانجام ایفای نقش نظارتی آنان به شمار میرود.
اشكال اول: ارتباط با مردم
ارتباط مردمی ایشان به مسئولیتهای عمدتاَ سطحی آنان انجامیده و ایشان را از نقش آفرینیهای كارآمد و ماندگار در عرصه قانونگذاری دور كرده است و علت و علل و رنج ضعف و كاستی فراوان موجود در كارنامه بر جای مانده از آنان (نه در مقایسه با دیگران كه در مقایسه با نهایت توانمندی خودشان) در قرار گرفتن آنان در پیلههای خود ساختهای است كه آنان را از ارتباط با مردم دور نموده است. اگر تعامل درستی با مردم پیریزی مینمودند هر یك از آنان مدرس، مصدق و كاشانیای میشدند كه در قلبها جای میگرفتند. اینان از مردم فقط رأی نمیگرفتند كه تا فصل رأیگیری بعدی آنان را به فراموشی بسپارند بلكه پیوسته از مردم مدد و نیرو میگرفتند و تصمیمات و طرحهای اساسی مجلس را با آنان در میان میگذاشتند در مجلس نیز به اندازه برآیند توان موكلانش همت میگماشتند نه این كه در وادی غفلت و غیبت از صحنه مجلس و نقشآفرینی آن غرق شوند! و بود و نبودشان در این میدان یکسان باشد.
اشكال دوم: ضعف شدید نظارت
ضعف نظارتی مجلس صحه گذاشتن عملی بر افزایش فشارهای كمرشكن اقتصادی بر گرده جامعه قابل و لایق ایران اسلامی و گسترش و تشدید سوء استفادههای پیدا و پنهان عده معدودی انجامیده كه اختلافات طبقاتی عجیب و غریب به وجود آمده، از كمترین عوارض آن محسوب میگردد.
راهكار و درمان این درد به این است كه در قدم نخست خود مجلس در گردونه عملی منع رطب خواری قرار گیرد و به جای آن كه وقت و همت خود را صرف اختصاص و دریافت تسهیلات و امتیازات و برخورداریهای آن چنانی كه بار خودشان و هفت پشتشان را ببندند صرف شناسایی و ریشه كن سازی تمامی آلودگیها در تمامی عرصههای دارای زمینه و امكان رانت كلان نماید. جای دارد نقطه شروع و عزیمت این نقش آفرینی كلان و منزح سازنده چهره نظام را دانه درشتها قرار داده و كار را بدون تعارف و بی هیچ گونه تبعیض به گونهای ادامه دهد كه آثار عملیاش را مردم به عینه مشاهده نمایند.
گویی عملكرد ادوار گذشته مجلس و ضرورت آینده رفتاری این نهاد تعیین كننده نظام به روشنی در این بیت بنیانگذار انقلاب اسلامی افغانستان علامه شهید اسماعیل بلخی منعكس شده كه:
در بستر اظهار خفتن درمانگاه نیست
درد را خود پای همت سوی درمان رفتن است
بازگشت